Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسفار

تلفظ بین المللی : /ˈaːsfˈɑr/ تلفظ :‌ ['a:sf'AR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی
  • اسفار پنج گانه
  • اسفار توریه
  • اسفار خمسه
  • اسفار اربعه
  • اسفار بن شیرویه
  • اسفار مشکوک
  • اسفار کاتبان
  • اسفار الانوار
  • الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اسفار. [ اِ ] (اِ) ریحانی است بغایت خوشبوی که آنرا آس میگویند. (برهان ).

اسفار. [ اَ ] (اِخ ) نام ولایتی است . گویند در آن ولایت رودخانه ای است که بهر سال سه ماه آب درو جاری است و باقی ایام منقطع باشد. (برهان ). حمداﷲ مستوفی در نزهة القلوب چ بریل لیدن سال 1331 هَ .ق . ج 3 ص 295 گوید: در عجایب المخلوقات آمده که در ولایت اسفار جوی آبی است که یک سال روان باشد...

فرهنگ عمید

روشن شدن صبح.

۱. [جمعِ سِفر] = سِفر: اسفار خمسه.
۲. [جمعِ سَفَر] = سَفَر

۱. [جمعِ سِفر] = سِفر: اسفار خمسه.
۲. [جمعِ سَفَر] = سَفَر
روشن شدن صبح.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] ( اِ.) جِ سَفَر؛ سفرها.

( ~.) [ ع . ] ( اِ.) جِ سِفúر؛ نامه ها، کتاب ها.

( اِ ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - به روشنایی صبح درآمدن . 2 - روشن شدن صبح . 3 - آشکار شدن .

( ~. ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ سِفúر، نامه ها، کتاب ها. ( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ سَفَر، سفرها. ( اِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به روشنایی صبح درآمدن . ۲ - روشن شدن صبح . ۳ - آشکار شدن ....

دانشنامه آزاد فارسی

اَسْفار(یا: الحکمةالمتعالیة فی الاسفارالعقلیة) تألیف ملاصدرا، کتابی به عربی، در فلسفه. اسفار مهم ترین اثر ملاصدرا در تدوین مبانی حکمت متعالیۀ اوست. او پس از خطبه ای بلیغ، خوانندگان را به تزکیۀ نفس و استواری در بنیادهای معرفتی و حکمت فرا می خواند و سپس کتاب خویش را برطبق اسفار چهارگانۀ عرفا بر چهار قسمت می نماید: ۱. سفر از خلق به حق، مشتمل بر مباحث امور عامه و جوهر و عرض؛ ۲. سفر از حق در حق، مشتمل ...

فرهنگ فارسی

ابن شیرویه . از رجال متنفذ دستگاه فرزندان ناصر کبیر (ه . م . ) وی مردی سفاک وسختگیر وشجاع بود وبزودی در گرگان وطبرستان دستگاهی یافت و سپس گرگان را از سید ابوجعفر منتزع ساخت و مازندران رافتح کرد ومدتی میان او و ماکان بر سر طبرستان وگرگان زدو خورد بود تا در ۳۱۵ ه. ق . شکست یافت وبه خراسان گریخت وچندی بعد به همراهی یکی از سرداران خود مرداویج ( ه . م . ) بطبرستان تاخت . درین جنگ داعی صغیر به دست مرداو...

فرهنگ اسم ها

اسم: اسفار (پسر) (عربی) (تلفظ: asfar) (فارسی: اسفار) (انگلیسی: asfar)
معنی: سوار، سپیدی های روز، مسافرت ها، معرب اسوار از نامهای تاریخی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آشکار کردن و روشن شدن را اسفار گویند. اسفار در فقه به صورت اضافه به واژه های صبح، فجر و زن به کار رفته و از آن در باب های صلات و حج سخن گفته شده است.برخی اسفار صبح را به شدّت روشنایی فجر، برخی دیگر به روشن شدن آسمان از همۀ اطراف که در پی آن، سرخی سمت مشرق پدید می آید، و بعضی نیز به پیدایش سرخی آفتاب از مشرق تفسیر کرده اند.مراد از اسفار فجر نیز برآمدن و روشن شدن آن فی الجمله است، مقابل «...

کلمات مرتبط

  • اسفار پنج گانه
  • اسفار توریه
  • اسفار خمسه
  • اسفار اربعه
  • اسفار بن شیرویه
  • اسفار مشکوک
  • اسفار کاتبان
  • اسفار الانوار
  • الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات