معانی کلمه : اسطرنومیا
لغت نامه دهخدا
اسطرنومیا. [ اَ طَ رُ ] (معرب ، اِ) (از: یونانی ِ اَسْترُن ، ستاره + نُمُس ، قانون ) آسطرنومیا. اَصطرونومیا. علم نجوم .
فرهنگ فارسی
( آسطر نومیا ) ( اسم ) علم هیائ ت اختر شناسی .
بمعنی ستاره و علم و نجوم است
بمعنی ستاره و علم و نجوم است
