معانی کلمه : استیر
لغت نامه دهخدا
استیر. [ اِ ] (اِخ ) اِسْتِر. نام کتابی از تورات . رجوع به اِسْتِر و رجوع به مگلت شود.
استیر. [ اِ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه شاهرود و نیشابور میان ریوند و سبزوار در 665400 گزی طهران .
فرهنگ عمید
سیر۲#NAME?
= سیر۲
فرهنگ معین
( اِ ) ( اِ. ) یک چهلم من ، سیر.
فرهنگ فارسی
ستیر: سیر، یک چهلم من، ۱۶ مثقال، به معنی استار هم گفته شده که درعربی چهارمثقال ونیم است
( اسم ) چهل یک من سیر. وزن آن در عهدهای مختلف متفاوت بوده است .
نهری در سمت شمال گالیسی
( اسم ) چهل یک من سیر. وزن آن در عهدهای مختلف متفاوت بوده است .
نهری در سمت شمال گالیسی
