Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ استواراندام

تلفظ بین المللی : /ˈaːstvˈɑrˈɑndˈɑm/ تلفظ :‌ ['a:stv'AR'And'Am]
لغت نامه دهخدا
  • استوار اندام
  • استوارنامه
  • استوارنامه دادن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

استواراندام . [ اُ ت ُ اَن ْ ] (ص مرکب ) که اعضاء محکم و سخت و قوی دارد: تیاز؛ مرد کوتاه و استواراندام . مَصِع؛ مرد استواراندام . هَرس ؛ شیر استواراندام . مَعَلّط؛ مرد استواراندام . عِتریف ؛ شتر استواراندام . عَجْرَم ؛ مرد سخت استواراندام . (منتهی الارب ).


کلمات مرتبط

  • استوار اندام
  • استوارنامه
  • استوارنامه دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات