معانی کلمه : استهزی
لغت نامه دهخدا
استهزی. [ اِ ت ِ ] ( از ع ، مص ) مماله استهزاء :
نبود با ودیعت استحقار
نبود با شریعت استهزی.همی کند هنرش بر زمانه استخفاف
همی کند نسبش بر ستاره استهزی.
نبود با ودیعت استحقار
نبود با شریعت استهزی.همی کند هنرش بر زمانه استخفاف
همی کند نسبش بر ستاره استهزی.
