استن . [ اِ ت َ ] (اِخ ) کرسی از ناحیه ٔ رُدِز در کنار لو، دارای 1036 تن سکنه .
استن . [ اِ ت ِ ] (اِ) (اصطلاح فیزیک ) واحد قوه ایست در سلسله ٔ ام . ت . اِس . و آن قوه ایست که چون بر جرم یک تن وارد آید آنرا دارای واحد شتاب این سلسله کند.
واحد اندازهگیری نیرو در اصول M.T.S، برابر ۱۰۸ دین یا هزار نیوتن.
= ستون: ◻︎ استن این عالم ای جان غفلت است / هوشیاری این جهان را آفت است (مولوی: ۱۱۸).
(اُ تُ) (اِ.) = استون : ستون ، رکن .
(اَ س ِ تُ) [ فر. ] (اِ.) = استون : مایعی است بی رنگ ، فرار، سریع التبخیر و قابل اشتعال ، با بوی اتری که از تقطیر یکی از استات ها به دست می آید و مانند یک حلال بکار می رود.
(شیمی) استون، مادهی حلال برخی چربیها