معانی کلمه : استعادت
فرهنگ عمید
۱. بازگشت چیزی را خواستن.
۲. برگرداندن.
۳. تکرار کردن.
۲. برگرداندن.
۳. تکرار کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ دَ ) [ ع . استعادة ] (مص م . ) نک استعاده .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) طلب عود کردن بارگشت چیزی را خواستن دوباره خواستن . ۲ - ( مصدر ) عادت بچیزی کردن .
