معانی کلمه : استزادت
فرهنگ عمید
۱. زیاده خواهی، افزون طلبی.
۲. گله کردن، گله گزاری.
۳. دل آزردگی، رنجش.
۲. گله کردن، گله گزاری.
۳. دل آزردگی، رنجش.
فرهنگ معین
(اِ تِ دَ ) [ ع . ] (مص م . ) نک استزاده .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بیش خواستن فزونی طلبیدن افزون خواستن طلب افزونی کردن . ۲ - مقصر شمردن . ۳ - ( مصدر ) گله کردن دلتنگی نمودن .
