استر. [ ] (اِخ ) از توابع بلوچستان و آن دارای معدن آهن است .
استر. [ اَ ت َ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از ساتر. پوشنده تر: و اولی ان یغسله [یغسل المیت ] فی قمیص لأنه اَستر. (معالم القربة).
قاطر۱#NAME?
مادهای چرب که از ترکیب یک الکل و یک اسید آلی بهدست میآید و در ساختن مواد منفجره و خوشبو کردن بعضی مواد به کار میرود.
(اَ تَ) [ په . ] (اِ.) قاطر.
ترکیبی که از واکنش الکل با اسید آلی با حذف مولکول آب حاصل شود
اسببارکش، قاطر، یابو