استثناء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بیرون کردن. ( منتهی الارب ). بیرون کردن چیزی از حکم. ( وطواط ). بیرون کردن از مجموعه ای چیزی را. ( غیاث ). از حکم عمومی بیرون کردن. محاشاة. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ). تحلل. ( تاج المصادر بیهقی ). || در یمین کلمه انشأاﷲ گفتن. ( منتهی الارب ). انشأاﷲ گفتن. ( زوزنی ). لغو. لغو کردن یعنی در سوگند کلمه انشاء اﷲ تعالی گفتن. رجوع به عقد در منتهی الارب شود. انشأ...
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - جدا کردن ، بیرون آوردن . ۲ - ان شاءاللهگفتن . ج . استثناعات .
دانشنامه آزاد فارسی
اِستِثناء(در لغت به معنای جداکردن) در قرآن، گفتن «إِنْ شاءَاللهُ» (اگر خدا بخواهد) که لازمۀ توحید افعالی و ادب دینی است. این اصطلاح از آیات ۱۷ و ۱۸ سورۀ قلم گرفته شده است و در قرآن (کهف، ۲۳ـ۲۴) به ضرورت اخلاقی رعایت این آموزۀ قرآنی در همۀ امور زندگی مرتبط به آینده، اشاره شده است.wikijoo: استثناء استثناء (ادبیات). (در لغت به معنی بیرون کردن) اصطلاحی در بدیع. به دو معنی است:۱. بیرون آوردن چیزی از ح...
[ویکی فقه] استثناء (ابهام زدایی). استثناء ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: علوم قرآنی• استثناء (قرآن)، به معنای گفتن «إن شاء اللّه» برای معلق ساختن کارها بر مشیت الهی فقه و اصول• استثناء (فقه)، مصدر باب "إستفعال" از ماده ی "ثنی" و در لغت به معنای بازداشتن و کنار زدن و دارای کاربرد در فقه• استثناء (اصول)، مصدر باب "إستفعال" از ماده ی "ثنی" و در لغت به معنای بازداشتن و کنار زدن و دارای کارب...