معانی کلمه : استانداری
فرهنگ معین
( اُ ) [ په . ] (اِ. ) اداره ای که کارهای یک استان در آن جا انجام می شود.
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل استاندار ۲ - محلی که استاندار در آن امور استان را اداره میکند .
دانشنامه عمومی
اُستانداری نهاد مسئول گرداندن و مدیریت یک استان است که زیر نظر فردی به نام اُستاندار اداره می گردد.
فهرست بخش های ایران
فهرست دهستان های ایران
فهرست روستاهای ایران
راهداری
فهرست بخش های ایران
فهرست دهستان های ایران
فهرست روستاهای ایران
راهداری
wiki: استانداری
مترادف و متضاد
دارالحکومه
