استاد. [ اُ ](اِخ ) یکی از نامداران ایران به زمان خسرو پرویز.
استاد. [ اُ ] (اِخ ) لقب ابوالبرکات ، طبیب ، صاحب کتاب معتبر، و چون در طب استاد گویند مراد او باشد.
عنوانی بسیار احترامآمیز در عالم موسیقی که عمدتاً برای رهبران سازگان/ ارکستر، و نیز آهنگسازان و نوازندگان و مدرسان برجسته به کار میرود
صنعتگر
دانا، عالم
رئیس، سرکرده، مهتر
خبره، زبردست، کاردان، ماهر، متبحر
آموزگار، مدرس، مربی، معلم، هیربد، ≠ شاگرد، ناشی
۱. آموزگار، مدرس، مربی، معلم، هیربد،
۲. خبره، زبردست، کاردان، ماهر، متبحر
۳. کارفرما،
۴. صنعتگر،
۵. دانا، عالم،
۶. رئیس، سرکرده، مهتر ≠ شاگرد، ناشی