Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسب

تلفظ بین المللی : /ˈaːsb/ تلفظ :‌ ['a:sb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • اسب ابی
  • اسب اسپانیولی کوچک
  • اسب اصیل عربی
  • اسب اموخته
  • اسب بارکش
  • اسب بازنده
  • اسب بالدار
  • اسب تخمی
  • اسب تندرو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیگویش بختیاریمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

اسب . [ اَ / -َس ْ ] (پسوند) -َسب . مزید مؤخر نام بعض اشخاص و امکنه . رجوع به اسپ شود.

اسب . [ اِ ] (ع اِ) موی زهار و دبر.(جهانگیری ). موی حلقه ٔ دبر. موی زانو. موی بُن . (مهذب الاسماء). موی نرم . || عانه . ج ، آساب .

اسب . [اَ ] (اِ) یکی از مهره های شطرنج که شکل اسب دارد....

فرهنگ عمید

۱. (زیست‌شناسی) پستانداری علف‌خوار، سم‌دار، و با یال و دُم بلند که برای سواری، بارکشی، یا مسابقه از آن استفاده می‌شود.۲. (ورزش) در شطرنج، مهره‌ای به شکل سر اسب که حرکتی به‌شکل «L» دارد و تنها مهره‌ای است که می‌تواند از روی مهره‌های دیگر بپرد.۳. (نجوم) از صورت‌های فلکی نیمکرۀ شمالی.⟨ اسب آبی: (زیست‌شناسی) حیوانی علف‌خوار با پاهای کوتاه، سر بزرگ، پوزۀ پهن، دهان گشاد، دندان‌های دراز، انگشتان پرده‌دار...

فرهنگ معین

( اَ ) [ په . ] (اِ. ) حیوانی است باهوش که برای سواری یا بارکشی به کار گرفته می شود. ،~ دادن و خر گرفتن کنایه از: معاملة زیان - آور کردن . ،~ عصاری بودن الف - تلاش بی نتیجه کردن . ب - سرگردان بودن .

دانشنامه آزاد فارسی

اَسب (horse)اَسبپستانداری چرنده، سُم دار و فردسم، متعلق به خانواده ای که گوراسب ها و الاغ ها نیز در آن قرار دارند. رنگ نژاد اسب های اروپایی و آسیایی، سفید، خاکستری، قهوه ای، سیاه و در کل بسیار متنوع است. اسب زردقهوه ای مغولی وحشی یا اسب پرزوالسکی(Equus Przewalski)، که نامش را از نام مکتشف لهستانی اش گرفته است، یگانه گونۀ اسب های وحشی باقی مانده است. گونه Equus caballus، در خانواده اکوئیدا قرار دار...

فرهنگ فارسی

حیوانی باهوش که برای سواری وبارکشی بکارمیرودوبرای کارهای مخصوص ازقبیل مسابقه وشکاروعملیات نظامی تربیت می شود( اسم ) ۱ - پستانداری از راست. فرد سمان جزو تیر. سم داران که دارای گونه ها و نژادهای مختلف است . این حیوان در موارد مختلف زندگی انسان مورد استفاده قرار میگیرد از قبیل سواری کشیدن گاری و درشکه حمل و نقل بار شخم زدن اسب دوانی و غیره . ۲ - یکی از مهره های شطرنج که شکل اسب دارد . حرکت اسب در روی...

دانشنامه عمومی

Equus ferus caballus (متن را ببینید)Equus lauthorrentiusماستنگسوارکاریرنگ (اسب)کنتاکی دربیتاریخ اسب در دین زرتشتگوشت اسباسب یا اسپ یا باره با نام علمیEquus ferus caballus, یکی از دو زیرگونه های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ اسب های بزرگ و تک سم امروزی به جانورانی کوچک جثه ...

نقل قول

اسب، حیوانی از راسته چهارپایان.• «اسبان ایشان از پلنگ ها چالاک تر و از گرگان شب تیزروترند و سواران ایشان جست و خیز می کنند.» -> انجیل عهد عتیق، حبقوق نبی - ۱، ۸• «نیش های چند مگس هرگز اسب چابک را از تاختن باز نمی دارد.» -> ولتر• «و ، خر را بر اسب افکند تا استر پدید آید.» -> خیام، نوروزنامه• «دنیای اسب خیلی بزرگ است و هیچ محدودیتی ندارد… زمانی هر قبیله اسب خودش را داشت و آن قبیله نگهدار نژاد اسب بو...

گویش اصفهانی

تکیه ای: asm
طاری: asm
طامه ای: asm
طرقی: asp
کشه ای: asm
نطنزی: asm

گویش بختیاری

اسب. تقسیم‏بندى اسب‏ها از نظر رنگ: asb-e ablaq :اسب دو رنگ. korand:اسب قرمز کم‏رنگ. ~ komit:اسب پیشانى سفید قرمز تیره. ~ kahar:اسب سیاه. ~ nila:اسب سفید. تقسیم‏بندى اسب از نظر نژاد و شکل ظاهرى. asb-e jadrân:اسب جدران، اسب حاج حیدرخانى. ~ jelfa:اسب جلفه. ~ saglui:اسبِ سگ‏لوُى. ~ šarrâk:اسبِ شرّاک. ~ koheilân:اسبِ کُهیلان. ~ manjul:اسبِ مَنجول. ~ naždi:اسبِ نَژدى. ~ nasvân:اسبِ نَسوان. ~ vazna:اسبِ ...

مترادف و متضاد

steed (اسم)
توسن، وسیله نقلیه، اسب، مرکوب

horse (اسم)
سواره نظام، اسب، قوه اسب، ماشین بخار و غیره، پارگی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اسب چارپایی معروف است که در کار کشاورزی و مسابقات اسب دوانی و غیره کاربرد دارد. از آن در باب های طهارت، صلات، زکات، جهاد، سبق و رمایه و اطعمه و اشربه سخن گفته شده است.ادرار و سرگین اسب پاک است. نماز خواندن در اصطبل اسبخواندن نماز در اصطبل اسب مکروه است. زکات مادیاندادن زکات مادیان در صورت چرنده بودن در طول سال در چراگاه طبیعی و سپری شدن یک سال از زمان مالکیّت آن، مستحب است، و مقدار آن، ...

کلمات مرتبط

  • اسب ابی
  • اسب اسپانیولی کوچک
  • اسب اصیل عربی
  • اسب اموخته
  • اسب بارکش
  • اسب بازنده
  • اسب بالدار
  • اسب تخمی
  • اسب تندرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات