معانی کلمه : اساک
لغت نامه دهخدا
اساک . [ اُ ] (اِخ ) سردار پارتی معاون پاکر که در جنگ با کاسیوس کشته شد. (ایران باستان ص 2335).
دانشنامه عمومی
مخفف آسان کیسه
گویش مازنی
از گیاهان خودرو
/asaak/ از گیاهان خودرو

اساک . [ اُ ] (اِخ ) سردار پارتی معاون پاکر که در جنگ با کاسیوس کشته شد. (ایران باستان ص 2335).
مخفف آسان کیسه
از گیاهان خودرو