( از پس کسی یا کاری برآمدن ) معنی اصطلاح -> از پسِ کسی / کاری برآمدن
توان رویارویی با کسی / انجام کاری را داشتن
مثال:
- دوست عزیز، اینها در همه جا دست دارند و ما به تنهایی نمی توانیم از پسشان برآییم.
- شما لازم نیست زحمت بکشید، خودم از پس تعمیرش برمی آیم.