کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-ساحل-عازم-شدن | کلماتور
معنی کلمه : از ساحل عازم شدن
تلفظ بین المللی :
/az sˈɑhel ˈɑzem ʃˈodan/
تلفظ :
[az s'Ahel 'Azem S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از جانب ساحل
دور از ساحل
بچه کمتر از هفت سال
پیشاهنگ بیش از هیجده سال
خوک کمتر از یک سال
مدرسه بچه های کمتر از پنج سال
سال های دور از خانه
حلوایی که قبل از سال برای مردگان می پزند
سال به سال دریغ از پارسال
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
put out
(فعل)
برانگیختن، تهیه کردن، تقلا کردن، رنجاندن، ایجاد کردن، اشفته کردن، خاموش کردن، از ساحل عازم شدن
کلمات مرتبط
از جانب ساحل
دور از ساحل
بچه کمتر از هفت سال
پیشاهنگ بیش از هیجده سال
خوک کمتر از یک سال
مدرسه بچه های کمتر از پنج سال
سال های دور از خانه
حلوایی که قبل از سال برای مردگان می پزند
سال به سال دریغ از پارسال
نظرات