کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ازعاق
تلفظ بین المللی :
/ˈaːzʔˈɑq1/
تلفظ :
['a:z?'Aq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ازعقب
ازعاج
ازهاق
ادعاق
ازراق
ازعاسوان
ازعاف
ازعال
ازعام
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ازعاق. [ اِ ] ( ع مص ) ترسانیدن.( مجمل اللغة ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). || زمین کندن پس بناگاه به آب شور رسیدن. ( منتهی الارب ). || ازعاق قِدْر؛ بسیار نمک کردن دیگ را. || شتاب رفتن. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
ازعقب
ازعاج
ازهاق
ادعاق
ازراق
ازعاسوان
ازعاف
ازعال
ازعام
نظرات