Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ازردن

تلفظ بین المللی : /ˈaːzradˌan/ تلفظ :‌ ['a:zRad,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • آزردن
  • با صدای سوهان گوش را ازردن
  • در قید عبودیت ازردن
  • باز ازردن
  • آزردنی
  • ازردنی
  • دیگ بجوش اوردن
  • راست اوردن
  • راه اوردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

( آزردن ) آزردن. [ زَ دَ ] ( مص ) رنجیدن. دلگیر شدن. دلتنگ شدن. رنجیده شدن. متأثر گشتن. تأذّی. ملول شدن. متألم گردیدن. آزرده شدن. دلخور شدن : نه آن زین بیازرد روزی بنیزنه این را از آن اندهی بود نیز.ابوشکور.مشو شادمان گر بدی کرده ای که آزرده گردی گر آزرده ای.فردوسی.چو آگاهی آمد بهر مهتری که بد مرزبان بر سر کشوری که خسرو بیازرد از شهریاربرفته ست با خوارمایه سوار...فردوسی.همی گفت اگر من گنه کرده ا...

فرهنگ عمید

( آزردن ) ۱. آزار دادن، آزرده کردن، رنجاندن، رنجه ساختن: مشو شادمان گر بدی کرده ای / که آزرده گردی گر «آزرده ای» (فردوسی: ۷/۴۴۶ حاشیه ).
۲. (مصدر لازم ) رنجه شدن، دلتنگ شدن، رنجیدن.

فرهنگ معین

( آزردن ) (زُ دَ ) ۱ - (مص ل . ) رنجیدن . ۲ - (مص م . ) رنجانیدن .

فرهنگ فارسی

( آزردن ) ۱ - ( مصدر ). رنجیدن دلگیر شدن متاثر گردیدن . ۲ - ( مصدر ) رنجانیدن رنجه کردن گزند رسانیدن . ۳ - بغضب آوردن خشمگین کردن . ۴ - مجروح کردن خستن .
رنجیدن دلگیر شدن

دانشنامه عمومی

آزردن (ترانه کریستینا آگیلرا). «آزردن» یک تک آهنگ از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا کریستینا آگیلرا است که در سال ۲۰۰۶ میلادی منتشر شد.این تک آهنگ در چارت های ، سوئیس در رتبه اول و در چارت های فرانسه، ایرلند، استرالیا، آلمان، سوئد، اتریش، جزو ده ترانه اول قرار گرفت.wiki: آزردن (ترانه کریستینا آگیلرا)...

مترادف و متضاد

distaste (اسم)تنفر، بیزاری، ازردن، بی میلی، بی رغبتیannoy (فعل)تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردنhurt (فعل)تیر کشیدن، ازردن، اذیت کردن، خسارت وارد کردن، اسیب زدن، خسارت زدن، خسارت رساندن، خسارت وارد اوردن، جریحه دار کردن، بدرد آوردن، ازار رساندنmortify (فعل)پست کردن، کشتن، ازردن، رنجاندن، ریاضت دادنrile (فعل)مغش...

کلمات مرتبط

  • آزردن
  • با صدای سوهان گوش را ازردن
  • در قید عبودیت ازردن
  • باز ازردن
  • آزردنی
  • ازردنی
  • دیگ بجوش اوردن
  • راست اوردن
  • راه اوردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات