معنی کلمه : ازد عمان
لغت نامه دهخدا
ازد عمان. [اَ دِ ع ُ ] ( اِخ ) قبیله ای از اَزْد که در عمان بودند: ان ازدَ عمان ملاحون. ( عیون الاخبار ج 4 ص 202 ).
لازدِ عمان بن المهلب بَزوة
اذا افتخر الاقوام ثم تلین ُ.
لازدِ عمان بن المهلب بَزوة
اذا افتخر الاقوام ثم تلین ُ.
