ازادرخت. [ اَ دِ رَ ] ( اِ مرکب )و آنراطاحک نامند و بمصر زنزلخت و در شام جرود گویند و آن درختی است شبیه به صفصاف ، برگ آن املس و سیاه ، طعم وی تلخ و ثمره آن مانند زعرور و دارای خوشه هاست و در آخر بهار بدست آید و دیر بپاید و آن گرم است در سوم و خشک است در دوم یا در اول مفتح سدد و مدر فضلات و مقاوم سموم است عصارةً و طبیخاً و شرباً و طلاء آن منع غثیان کند و مفتت حصاة است مطلقاً و نطول وی محلل خنازیر ...
فرهنگ فارسی
( آزاد رخت ) ( اسم ) ۱ - درختی است از تیرهی سماقیان که دارای گلهای بنفش و معطر میباشد و میو. آن دارای پوست. سمی است سنجد تلخ زهر زمین زیتون تلخ طاق . ۲ - آزاد