Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ازاد رخت

تلفظ بین المللی : /ˈaːzˈɑd rˈaxt/ تلفظ :‌ ['a:z'Ad R'axt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ازادرخت
  • آزاددرخت
  • ازاددرخت
  • آزاددخت
  • ازاددخت
  • آزادبخت
  • ازادبخت
  • ازادبخت کره پا
  • چنار سفلی ازادبخت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ازادرخت. [ اَ دِ رَ ] ( اِ مرکب )و آنراطاحک نامند و بمصر زنزلخت و در شام جرود گویند و آن درختی است شبیه به صفصاف ، برگ آن املس و سیاه ، طعم وی تلخ و ثمره آن مانند زعرور و دارای خوشه هاست و در آخر بهار بدست آید و دیر بپاید و آن گرم است در سوم و خشک است در دوم یا در اول مفتح سدد و مدر فضلات و مقاوم سموم است عصارةً و طبیخاً و شرباً و طلاء آن منع غثیان کند و مفتت حصاة است مطلقاً و نطول وی محلل خنازیر ...

فرهنگ فارسی

( آزاد رخت ) ( اسم ) ۱ - درختی است از تیرهی سماقیان که دارای گلهای بنفش و معطر میباشد و میو. آن دارای پوست. سمی است سنجد تلخ زهر زمین زیتون تلخ طاق . ۲ - آزاد

کلمات مرتبط

  • ازادرخت
  • آزاددرخت
  • ازاددرخت
  • آزاددخت
  • ازاددخت
  • آزادبخت
  • ازادبخت
  • ازادبخت کره پا
  • چنار سفلی ازادبخت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات