از. [ اَ ] (اِخ ) موضعی در کیاکلا (ساری ). (سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 121).
از. [ اَ ] (اِ) آزاد. آزار. اَزدار. اَزّار. وازدار. نیل . سیخ . سُخ . سیاه دور. و چانچو (شانه چوب ) از این درخت کنند. و رجوع به ازادرخت شود.
دیده و دندان (اَ. دِ. وَ. دَ)(ق .) با کمال میل و رغبت .
( اِ ) (اِ.)(عا.) گریه ، زاری . معمولاً با ترکیب اِز و جِز می آید.
پای درآوردن ( ~. دَ. وَ دَ) (مص م .) 1 - شکست دادن ، از بین بردن . 2 - بی نهایت خسته کردن .
روستایی در نور