Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اری

تلفظ بین المللی : /ˈaːri/ تلفظ :‌ ['a:Ri]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • آری
  • اری بر
  • اری بردن
  • اری بردنی
  • اری برنده زن
  • اری بری
  • اری دنده
  • اری پدری
  • اری گذاری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اری . [ اَ ] (اِخ ) رجوع به اریا و آری شود.

اری . [ ] (ع اِ) آری ّ. اخیه که چهارپایان بدان بندند. معلف . آخر. آخور . میخ آخور. (دستور الاخوان ). ج ، اَواری ، اواری ّ.

اری .[ اَ ] (اِخ ) یکی از نواحی بندپی بارفروش . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 117 بخش انگلیسی )....

فرهنگ عمید

( آری ) کلمۀ جواب، بله، بلی، حتماً، بی شک.

فرهنگ معین

( آری ) (ق . ) = آره : کلمه ای است برای تصدیق امری ، بلی ، بله ، مق نه ، نی .

فرهنگ فارسی

( آری ) کلمهایست برای تصدیق امری بلی بله بلی بله مقابل نه نی .بلی نعمریاضی و عالم هیوی انگلیسی ( و . آلنویک ۱۸٠۱ - ف . لندن ۱۸۹۲م . ) استاد هیئت در دانشگاه کمبریج . رصدخانه گرینویچ را تکمیل کرد و در ۱۸۳۵ مدیر رصد خانه گرینویچ شد. از آثار اوست : رصدهای نجومی مباحثی در باب قوه ثقل و جاذبه در باب هیئت مثلثات مکانیک مناظر و مرایا مغناطیس و غیره .کلمه جواب، بله، بلی، مقابل نهیکی از نواحی بند پی بار فرو...

دانشنامه عمومی

آری (بازیکن فوتبال). آریکیلنز دا سیلوا فریرا (پرتغالی: Ariclenes da Silva Ferreira؛ زادهٔ ۱۱ دسامبر ۱۹۸۵) بازیکن فوتبال در پست مهاجم اهل برزیل استتعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۵.از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به فورتالزا, ای زی, اسپارتاک مسکو, کراسنودار و لوکوموتیو مسکو اشاره کرد.wiki: بخش بندپی شرقی شهرستان بابل د...

گویش مازنی

آرواره – لثه

بزی که دو خط بصورت موازی در پیشانی داشته باشد

( آری ) /aari/ روستایی از دهستان بندپی بابل
/ari/ آرواره – لثه & بزی که دو خط بصورت موازی در پیشانی داشته باشد

فرهنگ اسم ها

اسم: آری (پسر) (کردی)
معنی: آریایی، نام یکی از ایالات ایران قدیم که شامل خراسان و سیستان امروزی بوده است، نام یکی از طوایف چادر نشین مازندران

مترادف و متضاد

portion (اسم)سهم، جزء، قسمت، اری، تکه، قطعه، پاره، بخش، برخه، شقه، بهره، نصیبlegation (اسم)نمایندگی، اری، سفارت، ایلچی گری، وزارت مختارheritage (اسم)اری، میرای، بخش، ارثیه، ماترک، مال موروثی، ترکه غیر منقول، مرده ریگ، سهم موروثیinheritance (اسم)اری، میرای، وراثت، مرده ریگ، میرای بریlegacy (اسم)اری، میرایyes (لفظ)بله، اری، بلیyea (لفظ)بله، اری، رای مثبت، بلیay (لفظ)بله، اری، رای مثبت، بلیaye (لفظ)ب...

واژه نامه بختیاریکا

( اِرَی ) ( صت ) ؛ آری؛ هره؛ هَرَی؛ ها؛ بله
( آری ) هره؛ اِرَی؛ هَرَی؛ ها

کلمات مرتبط

  • آری
  • اری بر
  • اری بردن
  • اری بردنی
  • اری برنده زن
  • اری بری
  • اری دنده
  • اری پدری
  • اری گذاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات