Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارگ

تلفظ بین المللی : /ˈorɡ/ تلفظ :‌ ['oRg]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • ارگ برقی کوچک
  • ارگ دستی
  • ارگ دنده ای
  • ارگ بن
  • ارگ دله
  • ارگ زن
  • ارگ پات
  • ارگ پت
  • ارگ ابترش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ارگ . [ اَ ] (اِخ ) اسمی است از اسامی نیّر اعظم که آفتاب باشد. (برهان قاطع). رجوع به ارک شود.

ارگ . [ اَ ] (اِ) قلعه ٔ کوچکی باشد که در میان قلعه ای بزرگ سازند.(برهان قاطع). دِز در دِز. قلعه . حصار : به ارگ اندرون بازدارم ورابجز نیکوئی پیش نارم ورا. فردوسی .رجوع به ارک شود....

فرهنگ عمید

واحد اندازه‌گیری انرژی در سلسلۀ C.G.S.

قصر یا قلعه‌ای کوچک که میان قلعه‌ای بزرگ ساخته می‌شود: ◻︎ آستان باب ارگت قبلهٴ جمهور باد / ملک و ملک و جان و جاهت تا ابد معمور باد (نزاری: مجمع‌الفرس: ارگ).

نوعی ساز بادی شبیه پیانو متشکل از دو ردیف صفحه‌کلید و یک مجموعه پدال که اصوات آن به‌وسیلۀ جریان هوا در لوله‌هایی با اندازه‌های مختلف تولید می‌شود. Δ نواختن این ساز قدیمی از قرن پنجم میلادی در ...

فرهنگ معین

( اَ ) [ په . ] (اِ.)قلعة کوچک میان قلعة بزرگ .

( اُ ) [ فر. ] ( اِ.) 1 - ارغنون . 2 - نوعی ساز شبیه به پیانو اما کوچکتر از آن .

( اُ ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - ارغنون . ۲ - نوعی ساز شبیه به پیانو اما کوچکتر از آن .
( اَ ) [ په . ] (اِ. )قلعة کوچک میان قلعة بزرگ .

دانشنامه آزاد فارسی

اُرْگ (organ)اُرْگساز بادی باستانی ، که صدای آن با فشردن کلاویه ای تولید می شود که دریچه ای را باز می کند تا هوای فشرده از داخل یک لوله یا دسته ای از لوله ها عبور کند؛ مجموع تعداد این لوله ها برحسب اندازۀ ساز فرق می کند. ارگ در ساخته های جدی موسیقی و موسیقی کلیسایی کاربرد دارد و برای اجراهای موسیقی سبک نیز نوعی ارگ ساخته اند. هر لوله فقط صدای یک نت را تولید می کند، اما لوله ها به صورت ایست هایی گر...

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) ۲ - یکی از آت موسیقی شبیه به پیانو که با پنج. دست نوازند . ۳ - یکی از آت موسیقی بادی که حجم آن بزرگ است و غالبا در کلیساها نوازند .
کلمه فرانسوی و واحد کار

دانشنامه عمومی

ارگ را در لغت به معنای قلعه کوچک در میان قلعه بزرگ گویند که برج و بارو داشته باشد

ارگ (ساز) یکی از سازهای موسیقی است.ارگ (معماری) گونه ای ساختمان باروبندی شده است.ارگ (یکا) یکی از واحدهای انرژی است.wiki: دستگاه واحدهای سانتیمتر-گرم-ثانیه (cgs) است.هاج، پاول، ساختار ستارگان و کهکشانها، ترجمه توفیق حیدرزاده، تهران: سازمان جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، چاپ دوم، ۱۳۷۲خ، ص۳۰۲.اِرگ برابر با کار...

گویش مازنی

اوج – بالاترین نقطه

/arg/ اوج – بالاترین نقطه

مترادف و متضاد

حصن، دژ، صرح، قصر، قلعه، کاخ، کلات

organ (اسم)
الت، وسیله، اندام، عضو، ارغنون، عضو بدن، ارگان، ارگ

کلمات مرتبط

  • ارگ برقی کوچک
  • ارگ دستی
  • ارگ دنده ای
  • ارگ بن
  • ارگ دله
  • ارگ زن
  • ارگ پات
  • ارگ پت
  • ارگ ابترش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات