Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارنده

تلفظ بین المللی : /ˈaːrandˌe/ تلفظ :‌ ['a:Rand,e]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • آرنده
  • عشق ارنده
  • قی ارنده
  • حصن ارنده
  • بر ارنده
  • روزی آرنده
  • روزی ارنده
  • عشق آرنده
  • قی آرنده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

ارنده .[ اَ رَ دَ ] (اِخ ) (رود...) شعبه ای است از اِبْر در ناحیه ٔ ارنده ٔ مذکور.

ارنده . [ اَ رَدَ ] (اِخ ) شهرکیست به اسپانیا. و آنرا اروپائیان ارندادُدوئرو نامند (کاستیل قدیم ) از ایالت بورگس واقع در کنار دوئرو، دارای 5720 تن سکنه و جمعیت ناحیه ٔ مزبور 33900 تن است ....

فرهنگ فارسی

( آرنده ) ( اسم ) آورنده.
مخفف آورنده
شهرکیست باسپانیا

گویش مازنی

۱ آرد خوب نرم نشده ۲گندم و جوی دو نیمه شده

/arende/ آرد خوب نرم نشده - گندم و جوی دو نیمه شده

کلمات مرتبط

  • آرنده
  • عشق ارنده
  • قی ارنده
  • حصن ارنده
  • بر ارنده
  • روزی آرنده
  • روزی ارنده
  • عشق آرنده
  • قی آرنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات