Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارمده

تلفظ بین المللی : /ˈaːrmadˌeː/ تلفظ :‌ ['a:Rmad,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • آرمده
  • امامزاده مشهد اردهال
  • ریش بر امده
  • عشق ارنده
  • عمل آمده
  • فراز امده
  • فرود امده
  • فک پیش آمده
  • باربه دوروییی ژول امده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

( آرمده ) آرمده. [ رَ دَ /دِ ] ( ن مف / نف ) آرمیده. ساکن. بی حرکت : گران ساخت سنگ و سبک باد پاک روان کرد گردون و آرمده خاک.اسدی. || مجازاً، کاهل : بود مرد آرمده در بند سخت چو جنبنده گردد شود نیکبخت.عنصری. || خفته. || آهسته. نرم در رفتار : چو بیدار باشی تو خواب آیدم چو آرمده باشی شتاب آیدم.فردوسی. || با خلق خوش. که در خشم نیست : گهی آرمده و گه آرغده گهی آشفته و گه آهسته.رودکی....

فرهنگ عمید

( آرمده ) = آرمیده

کلمات مرتبط

  • آرمده
  • امامزاده مشهد اردهال
  • ریش بر امده
  • عشق ارنده
  • عمل آمده
  • فراز امده
  • فرود امده
  • فک پیش آمده
  • باربه دوروییی ژول امده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات