کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ارغند | کلماتور
معانی کلمه : ارغند
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrq1and/
تلفظ :
['a:Rq1and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
ارغنده
کریم ارغنده پور
ارغنداب
ارغندگی
خانه ارغندی
رود ارغنداب
ارغنده پور کریم
عبدالهادی ارغندیوال
ولسوالی ارغنداب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ارغند. [ اَ غ َ ] ( ص ) ( از کلمه اوستائی اِرِغَنت و پهلوی اَرگَند ) خشمگین. ( برهان ) ( جهانگیری ). غضبناک. ( جهانگیری ). قهرآلود. ( آنندراج ). || دلیر. شجاع. خصم افکن. ( برهان ) ( سروری ). دلیر خصم افکن. ( اوبهی ). || حریص. ( جهانگیری ) ( شعوری ). خداوند شره. ( جهانگیری ). || مستی را گویند که طالب و حریص شراب باشد. ( آنندراج ). صفت ارغنت در اوستا برای دوزخ آورده شده چنانکه در خردادیشت بند 7 و زا...
فرهنگ عمید
خشمگین، خشمناک، خشم آلود: بگرای چو اژدهای گرزه / بخروش چو شرزه شیر ارغند (بهار: ۲۸۷ ).
فرهنگ معین
(اَ غَ ) [ په . ] (ص . ) خشمگین ، قهرآلود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خشمگین قهر آلود . توضیح در فرهنگ های فارسی بخطا (ارغند ) را دلیر و شجاع معنی کرده اند.
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: arqand) (اوستایی) از واژههای اوستایی به معنای خشمگین ، غضبناک ، ارغنده .
اسم:
ارغند (پسر) (اوستایی) (تلفظ: arqand) (فارسی: اََرغند) (انگلیسی: arghand)
معنی:
خشمگین، غضبناک، ارغنده
کلمات مرتبط
ارغنده
کریم ارغنده پور
ارغنداب
ارغندگی
خانه ارغندی
رود ارغنداب
ارغنده پور کریم
عبدالهادی ارغندیوال
ولسوالی ارغنداب
نظرات