ارشاد. [ اِ ] ( ع مص ) راه نمودن. ( منتهی الأرب ). راه راست نمودن. راه بحق نمودن. راه حق نمودن. ( غیاث اللغات ). راه نمودن بحق. رهبری. رهنمونی. راهنمائی. رهنمائی. هدایت. راهنمونی. براه آوردن. بره آوردن. بسامان آوردن. ضد اضلال : و قد انار اﷲ بصائرهم و اخلص ضمائرهم و ارشدهم الی الهدی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 301 ). و برای ارشاد و هدایت ایشان رسولان فرستاد. ( کلیله و دمنه ). داود علیه السلام را بدین ...
فرهنگ عمید
هدایت کردن به راه راست، راهنمایی کردن.
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) راهنمایی کردن ، راه درست را نشان دادن .
دانشنامه آزاد فارسی
ارشاد (الارشاد) (کتاب) (۱). اِرشاد (الاِرشاد) (کتاب) (۱)(نام کامل: الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد) تألیف شیخ مفید، کتابی به عربی، در شرح احوال و اقوال ائمۀ اطهار (ع). کتاب دو بخش دارد: بخش اول که نیمی از کتاب است، در شرح احوال و فضایل و سخنان حکمت آمیز و براهین امامت امیر مؤمنان (ع)؛ بخش دوم در شرح زندگانی و فضایل سایر ائمه (ع) که با بیان قسمتی از علایم ظهور حضرت مهدی (عج) پایان یافته است....
فرهنگ فارسی
راه نمودن، راهنمایی کردن، راه راست نمودن، هدایت کردن براه راست، رهبری کردن ، راهنمایی، رهبری ۱ - ( مصدر ) راه نمودن راه راست نمودن راه به حق نمودن به حق و درستی رهنمونی کردن . ۲ - ( اسم ) راهنمایی هدایت مقابل راهنمایی هدایت مقابل اضل جمع : ارشادات .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: eršād) (عربی) رهبری ، هدایت کردن ، راه نمودن ؛ راهنمایی ، نشان دادن راه درست .
اسم: ارشاد (پسر) (عربی) (تلفظ: eršād) (فارسی: ارشاد) (انگلیسی: ershad) معنی: راهنمایی، هدایت، ( عربی ) رهبری، هدایت کردن، راه نمودن، نشان دادن راه درست
مترادف و متضاد
تربیت، دلالت، راهنمایی، رهنمونی، هدایت ≠ اضلال
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ارشاد به معنی راهنمایی و هدایت کردن است. ارشاد در فقه با اضافه به جاهل و غیر آن به مناسبت در بابهایی مانند طهارت و تجارت آمده و صفت امر یا نهی قرار گرفته است. در مباحث الفاظ علم اصول نیز از آن سخن رفته است.← تفاوت ارشاد جاهل با امر به معروف و نهی از منکر ۱. ↑ کتاب المکاسب ج۱، ص۷۷. ...wikifeqh: راهنمایی...