Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارزش

تلفظ بین المللی : /ˈarzeʃ/ تلفظ :‌ ['aRzeS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • ارزش اسمی
  • ارزش بسیار قائل شدن
  • ارزش حرارتی
  • ارزش داشتن
  • ارزش شخصی و اجتماعی
  • ارزش شناسی
  • ارزش قائل شونده
  • ارزش مادی
  • ارزش نسبی سنگ معدنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

ارزش. [ اَ زِ ] ( اِمص ، اِ ) اسم مصدر از ارزیدن. عمل ارزیدن. || قیمت. بها. ( آنندراج ). ارز. ارج. آمرغ. || قدر. || برازندگی. شایستگی. زیبندگی. قابلیت. استحقاق. || اعتبار یک سند یا متاع. پولی که در سند نوشته شده .

فرهنگ عمید

۱. بها، قیمت.
۲. اهمیت.
۳. شایستگی.
۴. (اسم ) (جامعه شناسی ) معیارهای مشترک در جامعه برای ارزیابی مناسبات فرهنگی.
۵. (اسم ) قدر، مرتبه.

فرهنگ معین

(اَ زِ ) (حامص . ) ۱ - بها، ارز، قیمت . ۲ - قدر، شایستگی .

فرهنگ فارسی

درجۀ تیرگی یا روشنی رنگ

بها، قدر، قیمت، اخش
۱ - بها ارز قیمت ارج . ۲ - قدر برازندگی شایستگی زیبندگی قابلیت استحقاق . ۳ -( اسم ) اعتبار یک سند یا متاع پولی که در سند نوشته شده است

دانشنامه عمومی

ارزش در اصطلاح دانش جامعه شناسی، عقایدی است که افراد یا گروه های انسانی دربارهٔ آنچه مطلوب، مناسب، خوب یا بد است، دارند. ارزش های گوناگون، نمایانگر جنبه های اساسی تنوعات در فرهنگ انسانی است. ارزش ها معمولاً از عادت و هنجار، سرچشمه می گیرند.گی روشه (۱۳۸۷)، مقدمه ای بر جامعه شناسی عمومی جلد اول (کنش اجتماعی)، ترجمهٔ هما زنجانی زاده، سمت، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۵۳۰-۲۶۳-۲آنتونی گیدنز (۱۳۷۶)، جامعه شناسی، ترجمهٔ...

نقل قول

ارزش (اخلاقیات). ارزش در اخلاقیات، نشان دهندهٔ درجهٔ اهمیت چیزی یا کنشی است، با هدف تعیین اینکه چه کنش هایی بهتر است انجام شود یا چه راهی برای بهتر زیستن مناسب تر است (اخلاق هنجاری).• «باید منابع هنجارهای اخلاقی را در سرشت آدمی یافت؛ هنجارهای اخلاقی بر کیفیت های ذاتی انسان استوار بوده و تخلف از آن هنجارها سبب پریشانی فکری و احساسی می گردد.»• «شالودهٔ منش شخصیت بالغ و کامل، منش بارور، در تجزیه-تح...

گویش مازنی

ارزش – بها

/erzesh/ ارزش – بها

مترادف و متضاد

ارج، اهمیت

اعتبار، سندیت

بها، ثمن، قیمت، مظنه، نرخ

استحقاق، شایستگی، قابلیت، لیاقت، منزلت

۱. بها، ثمن، قیمت، مظنه، نرخ
۲. ارج، اهمیت
۳. اعتبار، سندیت
۴. استحقاق، شایستگی، قابلیت، لیاقت، منزلت

worthiness (اسم)شایستگی، ارزش، جلال، سزاواریvalue (اسم)مقدار، ارزش، قیمت، فرجه، بها، قدر، ارجvalence (اسم)ظرفیت، ارزش، بنیان، قدر، ظرفیت شیمیایی، ارزایی، واحد ظ...

واژه نامه بختیاریکا

کِرا؛ سِزِه

فرهنگستان زبان و ادب

{value} [هنرهای تجسمی] درجۀ تیرگی یا روشنی رنگ

کلمات مرتبط

  • ارزش اسمی
  • ارزش بسیار قائل شدن
  • ارزش حرارتی
  • ارزش داشتن
  • ارزش شخصی و اجتماعی
  • ارزش شناسی
  • ارزش قائل شونده
  • ارزش مادی
  • ارزش نسبی سنگ معدنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات