ارز. [ اَ رَ ] (ع اِ) ارزن . درخت ارژن . رجوع به ارژن شود.
نوعی صنوبر.
= برنج۱: ◻︎ روی هم آگندهاند آن نازها / چون ارز در دکهٴ رزازها (ایرجمیرزا: ۱۳۵).
ارژن، بخورک
ارج، ارزش، بها، قیمت
رتبه، قدر، مرتبه، مقام
پول، پولبیگانه، سعر ≠ بیارز
۱. پول، پولبیگانه، سعر
۲. ارج، ارزش، بها، قیمت
۳. رتبه، قدر، مرتبه، مقام
۴. ارژن، بخورک ≠ بیارز