معانی کلمه : اردبیز
لغت نامه دهخدا
( آردبیز ) آردبیز. ( اِ مرکب ) مُنخل. غربال. اَلک. تنگ بیز.
فرهنگ عمید
( آردبیز ) ۱. = الک
۲. (اسم، صفت ) الک کننده.
۲. (اسم، صفت ) الک کننده.
فرهنگ معین
( آردبیز ) (اِمر. ) غربال ، غربیل .
فرهنگ فارسی
( آردبیز ) غربال الک
( آرد بیز ) ( اسم ) غربال غربیل .
( آرد بیز ) ( اسم ) غربال غربیل .
مترادف و متضاد
sieve (اسم)
غربال، الک، اردبیز، پرویزن
واژه نامه بختیاریکا
( آرد بیز ) ویزن
