Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارد

تلفظ بین المللی : /ˈord/ تلفظ :‌ ['oRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • آرد
  • ارد بلغور
  • ارد جو دوسر
  • ارد خشن
  • ارد ذرت
  • ارد سازی
  • ارد مانیوک
  • ارد نرم
  • ارد کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

ارد. [ اَ رَدد ] (ع ن تف ) نافعتر. (آنندراج ).

ارد. [ اُ ] (اِ) مانند و نظیر و شبه . (جهانگیری ) (برهان قاطع) (شعوری ).

ارد. [ اَ ] (اِخ ) یکی از قرای فوشنج است . (معجم البلدان ) (منتهی الارب ).

ارد. [ اِ رَ ] (اِخ ) (ده ...) موضعی است بسیزده فرسخی میانه ٔ شمال و مغرب شهر ل...

فرهنگ عمید

= ⟨ ارد دادن
⟨ ارد دادن: (مصدر لازم) [عامیانه]
۱. دستور دادن؛ امر کردن؛ فرمان دادن.
۲. سفارش غذا دادن.

روز بیست‌و‌پنجم از هر ماه خورشیدی: ◻︎ اردروز است فرخ و میمون / با همه لهو و خرمی مقرون (مسعودسعد: ۵۵۰)، ◻︎ سرآمد کنون قصهٴ یزدگرد / به ماه سپندارمذ روز ارد (فردوسی: ۸/۴۸۸).

( آرد ) گردی که از کوبیدن یا آسیا کردن غلات یا حبوبات به دست آید: آرد گندم، آرد جو، آرد...

فرهنگ معین

(اُ رْ) [ انگ . ] (اِ.) فرمان ، دستور ؛ ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهمیت دادن ، فرمان کسی را انجام دادن .

( آرد ) [ په . ] ( اِ. ) گردی که از کوبیدن و آسیاب کردن غلات به دست می آید. ، ~ خود را بیختن و الک خود را آویختن کنایه از: وظایف خود را طی سالیان انجام دادن و دیگر اخلاقاً موظف یا عملاً توان انجام کاری را نداشتن .(اُ رْ ) [ انگ . ] (اِ. ) فرمان ، دستور ، ~ کسی را خواندن به حرف کسی اهم...

دانشنامه آزاد فارسی

آرد. آرد (flour)مادۀ اصلی در تهیۀ نان، حاصل از آسیاب کردن مواد گیاهی نشاسته ای، معمولاً غلات، و تبدیل آن ها به پودر نرم. از سبزی های ریشه ای، نظیر سیب زمینیو مانیوک، و از حبوبات، مانند سویاو نخودو لوبیا، نیز آرد تهیه می شود. پُرمصرف ترین آرد، آرد گندماست. ترکیبات آرد گندم به کشیدگی گندم مصرفی بستگی دارد. نان به آرد پرمایه (سخت)با گلوتنبالا نیاز دارد. آرد نوعی گندم مقاوم به نام دورَمنیز حاوی گلوت...

فرهنگ فارسی

( آرد ) ( اسم ) روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی . صحیح ( ارد ) است .نرمه و آس کرده حبوباتارداول اشک ۱۳ . پادشاه اشکانی . وی پس از عزل برادرش مهردادسوم بر تخت نشست ( جل . ۵۶ ق م . - ف . ۳۷ ق . م . ) او یکی از بزرگترین شاهان اشکانی است . مهمترین واقعهای که در زمان وی رخ داد جنگ حران است ( ۵۳ ق . م . ) که در طی آن سردار نامی ایران [ سورنا ] سردار رومی [ کراسوس ] را شکستی سخت داد . یا ارد دوم اشک ۱۶ . ...

دانشنامه عمومی

(گبری، گنابادی) اُرْد؛ جنگجو طلبیدن، مبارز طلبیدن، مهلت دهی. || اَرِدْ؛ بیاورَد، پس دهد. || اَرْد؛ فرمانده اردو، سرلشکر، رئیس جنگجویان. || اِرَدَ؛ توان، نیرو.

آرد. آرد، نرمه و آس کرده یا نرم کوفتهٔ حبوباتی چون جو و گندم و برنج و نخود و باقلا است و یکی از اجزای مهم در پخت غذاها به شمار می یاد. آرد مادهٔ پودر مانندی است که از دانهٔ غلات یا سایر مواد نشاسته ای بدست می آید. بیش تر آرد را از آس...

گویش مازنی

( آرد ) /aard/ آرت

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: ard) (اوستایی) راستی و درستی ؛ نام فرشته‌ی نگهبانِ ثروت ؛ (در اعلام) نام چند تن از پادشاهان اشکانی ؛ (در قدیم) (گاه شماری) روز بیست و پنجم از هر ماه شمسی در ایران قدیم ؛ آراد .

اسم: ارد (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ard) (فارسی: ارد) (انگلیسی: orod) معنی: نام دو تن از شاهان اشکانی، ( اَعلام ) نام دو تن از شاهان اشکانی ) ارد اول [، پیش از میلاد] که در زمان او نخستین جنگ ایران و ...

مترادف و متضاد

flour (اسم)
گرد، ارد، پودر، مایعات بدن حیوانات

farina (اسم)
ارد، ارد نرم، نشاسته

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] آرد. آرد به ماده کوبیده و پودر شده غلات که به وسیله سنگ های مخصوص یا ماشین آلات انجام می پذیرد گفته می شود که از آرد به مناسبت در بابهایى مانند طهارت، صلات، زکات، تجارت و کفارات سخن رفته است.آردی که نجس شده یا از گندم نجس شده بدست آمده به چند روش پاک می شود که بیان می شود.اگر از آرد نجس نان تهیه و در آب کر قرار داده شود، چنانچه آب به همه اجزاء آن برسد، پاک مى گردد. طباطبایی یزدی، مح...

واژه نامه بختیاریکا

( آرد ) پودر؛ نَک
( آرد ) هُل و پِست؛ سا سا

کلمات مرتبط

  • آرد
  • ارد بلغور
  • ارد جو دوسر
  • ارد خشن
  • ارد ذرت
  • ارد سازی
  • ارد مانیوک
  • ارد نرم
  • ارد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات