کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ارخاء
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrxˈɑ/
تلفظ :
['a:Rx'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
ارخاء ستر
با اراء عمومی تبعید کردن
بازرس اراء
ارضاء نفس
ارضاء کردن
برای جمعاوری اراء فعالیت کردن
تعداد اراء اخذ اراء
دارای اتفاق اراء
مجموع اراء نوشته
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ارخاء. [ اِ ] ( ع مص ) سست کردن. || نرم کردن. نرم گردانیدن. ( منتهی الارب ). || فروهشتن. فروگذاشتن. فروکردن.- اِرخاء ستر ؛فروگذاشتن یعنی افکندن پرده را. پرده و جز آن فروگذاشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). فروکردن پرده. فروهشتن پرده. انداختن آن.- ارخاء عنان ؛ ارخاء فرس.- || از چیزی بی تأمل گذشتن : ناشی ز هوای جلوه توارخای عنان آفرینش.عرفی.... آفرینش در هوای جلوه نعت او ارخای عنان دارد و وصف او کماهی نم...
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م . ) نرم گردانیدن ، فروهشتن .
کلمات مرتبط
ارخاء ستر
با اراء عمومی تبعید کردن
بازرس اراء
ارضاء نفس
ارضاء کردن
برای جمعاوری اراء فعالیت کردن
تعداد اراء اخذ اراء
دارای اتفاق اراء
مجموع اراء نوشته
نظرات