کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : ارثاث
تلفظ بین المللی :
/ˈaːrsˈɑs/
تلفظ :
['a:Rs'As]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با اثاثه انباشتن
اثاثه ثابت
اثاثه یا لوازم داخلی
اطاق امانت اثاثیه
بدون اثاثیه
دارای اثاثه کردن
لوازم و اثاثه قابل حمل
اثاثیه
اثاث
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
ارثاث. [ اِ ] ( ع مص ) کهنه شدن. کهنه و سوده گردیدن. ( منتهی الارب ). کهنه شدن جامه. ( تاج المصادر بیهقی ). || کهنه گردانیدن. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
با اثاثه انباشتن
اثاثه ثابت
اثاثه یا لوازم داخلی
اطاق امانت اثاثیه
بدون اثاثیه
دارای اثاثه کردن
لوازم و اثاثه قابل حمل
اثاثیه
اثاث
نظرات