Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارتق

تلفظ بین المللی : /ˈaːrtaq1/ تلفظ :‌ ['a:Rtaq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • آرتق
  • ارتق ارسلان
  • ارتق بوکا
  • ارتق بیگ
  • ارتق حاجی
  • ارتق قلیچ چشمه
  • حسام الدین ارتق
  • ال ارتق
  • صالح ارتقی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ارتق . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید مجیرالدین ابق شود.

( آرتق ) آرتق. [ ت ِ ] ( اِخ ) نام ایستگاهی در حدود ایران و روس که از آب گلریز آبیاری می شود.ارتق. [ اُ ت ُ ] ( اِخ ) ابن اکسب یا اکسک جدّ ملوک ارتقیة. وی مردی از ترکمانان بود و بر حلوان و جبل مسلط شد و آنگاه که از فخرالدوله ابی نصر محمدبن جهیر بازبرید، از ترس محمدبن ملکشاه در سال 448 یا 499هَ. ق....

فرهنگ فارسی

( آرتق ) نام ایستگاهی در حدود ایران و روس
( اسم ) ۱ - تاجر بازرگان . ۲ - شریک انباز مصاحب .

کلمات مرتبط

  • آرتق
  • ارتق ارسلان
  • ارتق بوکا
  • ارتق بیگ
  • ارتق حاجی
  • ارتق قلیچ چشمه
  • حسام الدین ارتق
  • ال ارتق
  • صالح ارتقی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات