معانی کلمه : ارتق
لغت نامه دهخدا
ارتق . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید مجیرالدین ابق شود.
فرهنگ فارسی
( آرتق ) نام ایستگاهی در حدود ایران و روس
( اسم ) ۱ - تاجر بازرگان . ۲ - شریک انباز مصاحب .
( اسم ) ۱ - تاجر بازرگان . ۲ - شریک انباز مصاحب .

ارتق . [ اُ ت ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید مجیرالدین ابق شود.