ارتجاع. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اشتربفروختن و به بهای آن دیگری خریدن سود را. فروختن ناقه و ببهای آن دیگری خریدن. ( منتهی الارب ). || عطا که داده باشی بازستدن. ( زوزنی ). بخشیده را بازگرفتن. || بازگردانیدن. ( زوزنی ) ( غیاث ). واگردانیدن. || بازگشتن. بازگشت. || ( اِ ) عکس العمل . - قابل ارتجاع ؛ لمس. خم پذیر. - قابلیت ارتجاع ؛ خم پذیری.
فرهنگ عمید
۱. بازگشتن به حال اول، برگشتن. ۲. [مجاز] ضدیت و مخالفت با تجدد جامعه و تمایل به اوضاع قدیمی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) بازگشتن . ۲ - (اِمص . ) بازگشت . ۳ - (مص م . ) باز - گردانیدن . ۴ - (ص . ) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) باز گشتن . ۲ - ( اسم ) بازگشت . ۳ - ( مصدر ) باز گردانیدن واگردانیدن . ۴ - با جهش و انقب و پیشرفت در اجتماع مخالفت کردن و خواستار بر جا ماندن نظام کهنه بودن . یا قابلیت ارتجاع . قابل ارتجاع بودن خم پذیری .
دانشنامه عمومی
ارتجاع می تواند به موارد زیر اشاره کند:ارتجاع (علوم سیاسی)بنیادگراییکشسانیارتجاع روانیهم ایستاییارتجاع (بوم شناسی)ارتجاع (فیلم)ارتجاع (شبکه)ارتجاع (مهندسی و ساختمان سازی)ارتجاع (سازمانی)ارتجاع خاکwiki: شهرهایی گفته می شود که برنامه خاصی را برای کنترل بحران و بازگشت به شرایط اولیه تدوین کرده اند. اولین قدم برای دست یابی به این شرایط، ارزیابی ریسک بحران است که اطلاعات لازم برای طراحی برنامه امداد یا...
دوره، بسط، کوشش، قطعه، اتساع، مدت، ارتجاع، خط ممتد
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ارتجاع، واپس گرایی، بازگشت یا پافشاری بر آداب و عقاید باطل گذشتگان و مخالفت با پیشرفت و نوآوری می باشد.ارتجاع از ریشه «ر ج ع» و در لغت به معنای بازگشت و بازگردانیدن به وضعیت پیشین و گاه به معنای تبدیل چیزی از کار افتاده و کهنه به چیزی جدید و کارآمد است. این واژه در اصطلاحی نوآمد در حوزه علوم اجتماعی ، به هرگونه دفاع از وضعیت موجود حاکم و نظام فرسوده و رو به زوال یا مخالفت با نوآوری و پی...