معانی کلمه : اران
لغت نامه دهخدا
اران . [ اِ ] (ع مص ) اَرَن . اَرین . شادی . نشاط. شادان شدن .
اران . [ اَرْ را ] (اِخ ) نام قلعه ای از نواحی قزوین . (معجم البلدان ).
اران . [ اَرْ را ] (اِ) حنّا که بدان دست و پای و محاسن خضاب کنند. (برهان قاطع).
فرهنگ فارسی
( آران ) آرنج نام مرکز خره کویرات کاشان
شادی نشاط
شادی نشاط
دانشنامه عمومی
اران یا آران:میان زار ، فاصله زار ، که به فاصله میان تالشستان و کوههای قفقاز اطلاق میشود که تقریباً بعد از رود ارس، همه ی جمهوری آذربایجان را شامل میشود. در ترکی نیز واژه ی آرا، آرالیق ، آرالیق لار از ریشه« اره یا آرا» تالشی است.
