معانی کلمه : ارائه
لغت نامه دهخدا
( ارائة ) ارائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) نمودن. ( غیاث ). بنمودن. نشان دادن.
- ارائه دادن و ارائه کردن ؛ نمودن. نشان دادن.
- ارائه طریق ؛ راه نمودن. رهبری.راهنمائی. رهنمونی. دلالت.
|| اری اﷲبفلان ؛ بنماید خدای مردم را عذاب و هلاک او را. ( منتهی الارب ). || شناسانیدن. || بیناکردن.
- ارائه دادن و ارائه کردن ؛ نمودن. نشان دادن.
- ارائه طریق ؛ راه نمودن. رهبری.راهنمائی. رهنمونی. دلالت.
|| اری اﷲبفلان ؛ بنماید خدای مردم را عذاب و هلاک او را. ( منتهی الارب ). || شناسانیدن. || بیناکردن.
فرهنگ عمید
۱. نشان دادن، نمایاندن.
۲. بیان کردن، گفتن: ارائهٴ دلیل.
۲. بیان کردن، گفتن: ارائهٴ دلیل.
فرهنگ معین
(اِ ئِ ) [ ع . ارائة ] (مص م . ) نمودن ، نشان دادن .
دانشنامه آزاد فارسی
آرایه. آرایِه (array)
آرایشی از عددها یا حروف نمایندۀ آن ها، با نوعی نظم خاص. مثلاً ماتریسآرایه ای مستطیلی، و در حالت خاص مربعی، است که عناصر آن در چند سطر و ستون نمایش داده می شوند.
آرایشی از عددها یا حروف نمایندۀ آن ها، با نوعی نظم خاص. مثلاً ماتریسآرایه ای مستطیلی، و در حالت خاص مربعی، است که عناصر آن در چند سطر و ستون نمایش داده می شوند.
wikijoo: آرایه
فرهنگ فارسی
نشان دادن، نمایاندن
( مصدر ) نمودن نشان دادن نمایش دادن . یا ارائ. طریق . راه نمودن رهبری راهنمایی رهنمونی دلت . یا به محض ارائه . به مجرد نشان دادن در همان لحض. نمایش و نشان دادن و نمودار ساختن .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: آرایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: ārāye) (فارسی: آرایه) (انگلیسی: araye)
معنی: آرایش زیبایی، آرایش، ( در ادبیات ) صنعت بدیعی، صنعت، صناعت، ( در ریاضی ) مجموعه ای که عناصر آن با نظم معینی کنار هم قرار گرفته باشد
معنی: آرایش زیبایی، آرایش، ( در ادبیات ) صنعت بدیعی، صنعت، صناعت، ( در ریاضی ) مجموعه ای که عناصر آن با نظم معینی کنار هم قرار گرفته باشد
مترادف و متضاد
عرضه، نمایش
نشاندادن، نمودن
۱. عرضه، نمایش،
۲. نشاندادن، نمودن
adduction (اسم)
نزدیکی، ایراد، اقامه، اظهار، ارایه
array (اسم)
ارایه، صف، نظم، ارایش، رژه
فرهنگ فارسی ساره
پدیدار کردن، نمایاندن، پیشکش، پیش آور
