Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ارائه

تلفظ بین المللی : /erˈɑeː/ تلفظ :‌ [eR'Ae:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • ارائه اسناد یا مدارک
  • ارائه دادن
  • ارائه دنده
  • ارائه مدرک و دلیل
  • ارائه کننده
  • ارائه کننده مراقبت های سلامت
  • ارائه طریق کردن
  • ارائه کرد
  • ارائه کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

( ارائة ) ارائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) نمودن. ( غیاث ). بنمودن. نشان دادن.
- ارائه دادن و ارائه کردن ؛ نمودن. نشان دادن.
- ارائه طریق ؛ راه نمودن. رهبری.راهنمائی. رهنمونی. دلالت.
|| اری اﷲبفلان ؛ بنماید خدای مردم را عذاب و هلاک او را. ( منتهی الارب ). || شناسانیدن. || بیناکردن.
ارائة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) نمودن . (غیاث ). بنمودن . نشان دادن .- ارائه دادن و ار...

فرهنگ عمید

۱. نشان دادن، نمایاندن.
۲. بیان کردن، گفتن: ارائهٴ دلیل.

فرهنگ معین

(اِ ئِ ) [ ع . ارائة ] (مص م . ) نمودن ، نشان دادن .

دانشنامه آزاد فارسی

آرایه. آرایِه (array)
آرایشی از عددها یا حروف نمایندۀ آن ها، با نوعی نظم خاص. مثلاً ماتریسآرایه ای مستطیلی، و در حالت خاص مربعی، است که عناصر آن در چند سطر و ستون نمایش داده می شوند.
wikijoo: آرایه

فرهنگ فارسی

نشان دادن، نمایاندن
( مصدر ) نمودن نشان دادن نمایش دادن . یا ارائ. طریق . راه نمودن رهبری راهنمایی رهنمونی دلت . یا به محض ارائه . به مجرد نشان دادن در همان لحض. نمایش و نشان دادن و نمودار ساختن .

دانشنامه عمومی

آرایه. آرایه دارای معانی و کاربردهای زیر است.در ادبیات به صناعات ادبی آرایه های ادبی می گویند.آرایه (موسیقی)در زیست شناسی به هر سطح از طبقه بندی، یک آرایه (زیست شناسی) (Taxon) گفته می شود.در برنامه نویسی، آرایه (رایانه) یکی از مفاهیم ساختمان داده ها است.در تئاتر و سینما به دکور، آرایه و به دکوراسیون آرایه گری می گویند.wiki: آکورد است که در ضرب قوی ظاهر می شود و به صورت بالارونده یا پایین رونده ب...

فرهنگ اسم ها

اسم: آرایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: ārāye) (فارسی: آرایه) (انگلیسی: araye)
معنی: آرایش زیبایی، آرایش، ( در ادبیات ) صنعت بدیعی، صنعت، صناعت، ( در ریاضی ) مجموعه ای که عناصر آن با نظم معینی کنار هم قرار گرفته باشد

مترادف و متضاد

عرضه، نمایش

نشان‌دادن، نمودن

۱. عرضه، نمایش،
۲. نشاندادن، نمودن

adduction (اسم)
نزدیکی، ایراد، اقامه، اظهار، ارایه

array (اسم)
ارایه، صف، نظم، ارایش، رژه
show (اسم)نشان دادن، اثبات، نشان، نم...

فرهنگ فارسی ساره

پدیدار کردن، نمایاندن، پیشکش، پیش آور

فرهنگستان زبان و ادب

آرایه{embellishment} [موسیقی] عنصری در موسیقی که بیشتر جنبۀ تزیینی دارد تا ساختاری و دربرگیرندۀ تزیین های مشخص و آزاد است{array} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ساختاری شامل مجموعه ای از یک نوع دادۀ همنام با آرایش مشخص{decor} [عمومی] مجموعۀ اشیا و اثاث و لوازمی که برای آرایش محلی به کار می رود{taxon} [زیست شناسی] هریک از سطوح نامگذاری شده در رده بندی موجودات زنده...

کلمات مرتبط

  • ارائه اسناد یا مدارک
  • ارائه دادن
  • ارائه دنده
  • ارائه مدرک و دلیل
  • ارائه کننده
  • ارائه کننده مراقبت های سلامت
  • ارائه طریق کردن
  • ارائه کرد
  • ارائه کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات