Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ار

تلفظ بین المللی : /ˈaːr/ تلفظ :‌ ['a:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • آر
  • اَر
  • آر. پی . جی
  • ار ار
  • ار نش
  • ار نوش
  • ار هنج
  • ار و بر
  • ار استخو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ار. [ اُ ] (اِخ ) کرسی مایّن ، دارای 952 تن سکنه .

ار. [ اُ ] (اِخ ) نام شهری در معبر اسکندر مقدونی از باختر به سند. رجوع به ایران باستان ص 1773 شود.

ار. [ اَرر ] (ع اِ) اِرار. شاخی از درخت خاردار که آن را بر زمین زده نرم کنند و تر ...

فرهنگ عمید

اَگر#NAME?

= اره: ◻︎ چو خستو نیاید میانش به ار / ببُرّید و این دانم آیین و فر (فردوسی: ۲/۲۳۱).

( آر ) واحد اندازه گیری سطح برابر با صد مترمربع.
= اَگر
= اره: چو خستو نیاید میانش به ار / ببُرّید و این دانم آیین و فر (فردوسی: ۲/۲۳۱ ).

فرهنگ معین

( اَ ) (ق .) 1 - هرگاه ، اگر. 2 - یا.

( آر ) ۱ - (اسم فاعل ) پسوند فاعلی و آن به آخر مصدر مرخم = سوم شخص مفرد ماضی پیوندد و صفت فاعلی را سازد: خریدار، پرستار، فرماندار. ۲ - پسوند مفعولی (اسم مفعول ) گرفتار، کشتار. ۳ - پسوند اسم مصدر و آن در اصل « تار» است در مصادر مختوم به « تن »، و « دار» است در م [ فر. ] ( اِ. ) واحد مقیاس سطح برابر با ۱٠٠ مترمربع .( اَ ) (ق . ) ۱ - هرگاه ، اگر. ۲ - یا....

فرهنگ فارسی

( آر ) رودیست که از کوههای سویس سر چشمه می گیرد و پس از گذشن از چند دریاچه برود خانه رن می ریزد.( اسم ) واحد مقیاس سطح برابر با ۱٠٠ متر مربع ( یک دکامتر مربع ) : هکتار صد آر.اداتی است که عقیب مفرد غایب از ماضی در آید و آن را گاه بدل به اسم مصدر کند عار وننگحرف شرط، مخفف اگر، مخفف اره، اره درودگران، واحدمقیاس سطح برابر۱٠٠مترمربع، صد آر=۱هکتار( اسم ) اره ....

دانشنامه عمومی

آر (ابهام زدایی). آر ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:آر (رود)آر (زبان برنامه نویسی)آر (لان)آر (واحد سطح)wiki: آر (ابهام زدایی) آر (رود). آر (به فرانسوی: Aar) بزرگترین رود سوئیس است در انتها به آبشار راین می پیوندد که طول آن از سرچشمه تا پیوندگاه حدود ۲۹۵ کیلومتر (۱۸۳ مایل) است حوزه آبخیز آن ۱۷٬۷۷۹ مترکیلومربع (۶٬۸۶۵ مایل مربع) است.ویکی پدیای انگلیسیمختصات: ۴۷°۳۶′ شمالی ۸°۱۳′ شرقی...

گویش مازنی

جنبش – حرکت

کاردان – خبره

/eق/ جنبش – حرکت & کاردان – خبره

مترادف و متضاد

خواه، یا

وقتی‌که، هرگاه

اگر، چنانچه، گر

۱. اگر، چنانچه، گر،
۲. خواه، یا
۳. وقتیکه، هرگاه


کلمات مرتبط

  • آر
  • اَر
  • آر. پی . جی
  • ار ار
  • ار نش
  • ار نوش
  • ار هنج
  • ار و بر
  • ار استخو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات