معانی کلمه : اذا
لغت نامه دهخدا
اذا. [ اِ ] (ع حرف ربط) چون . وقتی . (غیاث اللغات ). || پس . (غیاث اللغات ). و تکون للمفاجاةو لغیرها. (منتهی الارب ). ناگاه . (غیاث اللغات ). || و قد تکون زائدة نحو: حتی اذا اتوا علی وادی النمل (قرآن 18/27)؛ ای حتی اتوا. (منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) رنجه کردن . ۲ - ( مصدر ) رنجه شدن . ۳ - ( اسم ) رنجش .
چون وقتی
چون وقتی
