Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ادیب

تلفظ بین المللی : /ˈaːdib/ تلفظ :‌ ['a:dib]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • ادیب اسحاق
  • ادیب صابر
  • ادیب پیشاوری
  • ادیب الدین
  • ادیب الممالک
  • ادیب ترک
  • ادیب فراهانی
  • ادیب نطنزی
  • ادیب نیشابوری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

ادیب. [ اَ ] ( ع ص ) زیرک. || نگاهدارنده حدّ هر چیز. || فرهنگ ور. بافرهنگ. ( مهذب الاسماء ). فرهنگی. دانشمند. هنرمند. خداوند ادب. ادب دارنده. دانای علوم ادب. سخن دان : این بوسهل مردی امامزاده و محتشم و فاضل و ادیب بود اما شرارت و زعارت در طبع وی مؤکد شده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 175 ).آنکو عمید رفت ز خانه آنکو ادیب رفت بمکتب.مسعودسعد.ملاحظه ادب بسیار کردی که مردی سخت فاضل و ادیب بود. ( تاریخ بیهقی...

فرهنگ عمید

۱. کسی که علم ادب می داند.
۲. سخن سنج، سخن دان.
۳. بافرهنگ.
۴. [قدیمی] دبیر، معلم.

فرهنگ معین

(اَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - بافرهنگ ، دانشمند. ۲ - دانای علم و ادب . ۳ - معلم ، مربی .

فرهنگ فارسی

سخندان
داناوشاعر، سخن سنج، سخن دان، بافرهنگ، کسی که علم ادب می داند، ادبائ جمع
( صفت ) ۱ - زیرک نگاهدارند. حد هر چیز . ۲ - فرهنگ ور با فرهنگ فرهنگی دانشمند هنرمند خداوند ادب سخندان . ۳ - آموزند. ادب فرهنگ آموز ادب آموز . ۴ - دبیر . ۵ - رسم دان آداب دان . جمع : ادبائ .

دانشنامه عمومی

کسی که ادب دارد. با ادب

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: adib) (عربی) زیرک ، نگاهدارنده‌ی حد همه چیز ؛ با فرهنگ ، دانشمند ؛ خداوند ادب ؛ آن که در علوم ادبی تخصص دارد ، متخصص ادبیات ، سخن دان ، سخن شناس ؛ (در قدیم) آراسته به ارزش‌های اخلاقی ، آداب دان ؛ (در اعلام) ادیب پیشاوری ادیب و شاعر (1260 هـ .ق).

اسم: ادیب (پسر) (عربی) (تلفظ: adib) (فارسی: اديب) (انگلیسی: adib) معنی: با ادب، با فرهنگ، زیرک، سخن شناس، نگاهدارنده ی حد همه چیز، دانشمند، ...

مترادف و متضاد

ادب‌شناس، بافرهنگ، دبیر، سخندان، سخن‌سنج، سخن‌شناس، سخن‌فهم، شاعر، فرهنگ‌پرور، فرهیخته، نویسنده

scholar (اسم)عضو فرهنگستان، محقق، ادیب، دانشمند، خردمند، دانشور، پژوهشگر، دانش پژوه، اهل تتبع، شاگرد ممتازpenman (اسم)منشی، نویسنده، ادیب، اهل قلمbelletrist (اسم)ادیب، نویسنده شعر و اثارادبی زیباliterate (اسم)ادیبlitterateur (اسم)ادیب، دانشمندbookman (اسم)ادیب، کتاب فروش، اهل تحقیق و تتبعliterator...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ادیب، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و از الفاظ مدح راوی می باشد.دانشمندان علوم حدیث الفاظ مدح را به سه دسته تقسیم کرده اند: دسته اول الفاظی هستند که در قوت سند دخالت دارد؛ دسته دوم الفاظی می باشند که در قوت متن دخالت دارند؛ دسته سوم الفاظی هستند که مفید هیچ یک از آن دو نیستند. معنای ادیبدر مورد این که مراد از ادیب چیست و این که از کدام دسته به حساب می آید اختلاف دارند: ۱- اگر م...

کلمات مرتبط

  • ادیب اسحاق
  • ادیب صابر
  • ادیب پیشاوری
  • ادیب الدین
  • ادیب الممالک
  • ادیب ترک
  • ادیب فراهانی
  • ادیب نطنزی
  • ادیب نیشابوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات