معانی کلمه : ادنی
لغت نامه دهخدا
ادنی . [ اِ دُ ] (اِخ ) نام ملت قدیم تراکیه .
فرهنگ عمید
۱. پایین تر: ندارد خویشتن را در مضیقی / ز نااهلی اگر ادنی نشیند (ابن یمین: ۳۷۳ ).
۲. کمترین.
۳. پایین ترین.
۴. ضعیف تر، پست تر، زبون تر، افتاده تر.
۲. کمترین.
۳. پایین ترین.
۴. ضعیف تر، پست تر، زبون تر، افتاده تر.
فرهنگ معین
(اَ نا ) [ ع . ] (ص تف . ) ۱ - نزدیک تر، اقرب . ۲ - زبون تر، پست تر. ج . اَدانی .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
undermost (صفت)
پایین ترین، زیر ترین، ادنی
