معانی کلمه : ادریسی
لغت نامه دهخدا
ادریسی . [اِ ] (اِخ ) رجوع به محمدبن عبدالعزیز ادریسی شود.
ادریسی . [ اِ ] (اِخ ) علی بن محمد جرجانی . او راست : تاریخ جرجان .
ادریسی . [ اِ ] (اِ) گیاهی است از جنس ایدرانژل و اصل آن از چین و ژاپن باشد.
فرهنگ عمید
گیاهی زینتی و بالارونده با برگ های پهن و گل های صورتی و آبی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی است از تیر. انگور فرنگی که همیشه سبز است . برگهایش درشت و بیضی شکل و گلهایش بی بو و بشکل خوشه بهم چسبیده معمو رنگ گلهایش صورتی است ولی گونه هایی از آن با گلهای سفید آبی قرمز بنفش هم دیده شده غالبازینتی و بیشتر سایه طلب است و در گلدان کاشته میشود و اصلش از چین و ژاپون است گل ادریس گل ژاپونی گل ادریسی ارتنجه اورتنجه ایدرنجیه ٠
یکی از علمای اسلام
یکی از علمای اسلام
دانشنامه عمومی
ادریسی ممکن است به این ها اشاره کند:
ادریسی (سرده)
شریف ادریسی جغرافیدان
ادریسی (سرده)
شریف ادریسی جغرافیدان
wiki: سرده ادریسی است.
wiki: ادریسی (گیاه)
