معانی کلمه : ادرار کردن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بیرون ریختن بول خارج ساختن بول و گمیز از مثانه شاشیدن .
دانشنامه عمومی
میختن، میزیدن.
مترادف و متضاد
stool (فعل)
ادرار کردن
micturate (فعل)
ادرار کردن، شاشیدن
urinate (فعل)
ادرار کردن، شاشیدن، پیشاب کردن
واژه نامه بختیاریکا
میزِیدِن ( مِزنیدن ) ؛ مِستِن
