ادات. [ اَ ] ( ع اِ ) اَداة. آلت. آلت حصول. ( وطواط ). آلت حصول چیزی. افزار. ابزار. دست افزار. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). ساز. سازکار. ساختگی. ج ، ادوات : هر دو یگانه روزگار بودند در همه ادوات فضل. ( تاریخ بیهقی ص 101 ). و دیگر ادوات بزرگی و مهتری دانیم که ما را معذور دارد [ قدرخان ]. ( تاریخ بیهقی ص 217 ).- ادات بناء ؛ اسباب او.- ادات حرب ؛ سلاح جنگ : قال التنوخی : و کان [ ابن الجراح احمدب...
فرهنگ عمید
۱. ابزار، افزار، آلات. ۲. (ادبی ) کلمه ای که به تنهایی معنی مستقلی ندارد: ادات شرط.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) افزار، ابزار، آلت ، وسیله .
دانشنامه آزاد فارسی
ادات (منطق). ادات اتصال یا ادات شرط. اداتی که در قضیۀ شرطیۀ متصله بر سر مقدم درمی آید و آن را به تالی پیوند می دهد، مانند «اگر» در قضیۀ «اگر خورشید برآید، زمین روشن می شود».ادات عناد یا ادات انفصال. در اصطلاح منطق، اداتی است که در قضیه( های) شرطیۀ منفصله به منزلۀ رابط به کار می رود و اجزای قضیه را از هم می گسلد و بین آن ها ناسازگاری پدید می آورد، مانند لفظ «یا» در قضیۀ «هر عدد یا فرد است یا زوج»...
فرهنگ فارسی
ابزار، افزار، آلت، ادوات جمع( اسم ) ۱ - افراز ابزار دست افزار آلت آلت حصول چیزی . ۲ - (ادب ) یکی از قسمتهای کلمه که در اصطح نحویان حرف گویند . به اصطح علمی حرف که در برابر اسم و فعل باشد و آن لفظی است که بدان اسم را به فعل ربط دهند . جمع : ادوات . یا ادات استفهام . کلمه ای مه برای پرسش بکار رود مانند : کی کجا چگونه چرا در فارسی . و من ما کیف در عربی . یا ادات تشبیه . کلمه ای است که برای مانند کردن...
مترادف و متضاد
حرف
آلت، ابزار، دستافزار، لوازم
۱. آلت، ابزار، دستافزار، لوازم، ۲. حرف
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ادات یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای لفظ مفرد، فاقد معنای مستقل است.ادات از اقسام لفظ مفرد است که به تنهایی، معنای مستقلی ندارد و در دلالت بر معنای خود به انضمام لفظ دیگر نیاز دارد؛ مانند: «من» و «الی» در عربی، و «از» و «تا» در فارسی؛ مثل: از قم تا تهران مسافرت کردم.علامه حلی می گوید: لفظ مفرد غیر تام، لفظی است که دلالت آن به خودی خود کامل و مستقل نباشد و در دلال...