معانی کلمه : اخیه
لغت نامه دهخدا
اخیه . [ اَ ی َ ] (ع اِ) آخیه . میخ آخور. آری . طنابی یا تیری که از دو سوی بر جائی استوار کنند و رسن ستور بر آن بندند. ج ، اواخی . (مهذب الاسماء). || ج ِ اَخی (اصطلاح فتوت ).
فرهنگ عمید
ریسمان یا قلاب هایی که در طویله در کنار آخور نصب می کنند و چهارپایان را به آن ها می بندند، میخ طویله.
فرهنگ معین
(اَ یَّ ) [ ع . ] (اِ. ) آخیه ، میخ آخور، ریسمان یا قلاب هایی که در طویله کنار آخور نصب می کنند و چهارپایان را به آن ها می بندند. ج . اواخی یا اخایا.
