کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اختیاری | کلماتور
معانی کلمه : اختیاری
تلفظ بین المللی :
/ˌextijˈɑri/
تلفظ :
[,extij'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
سفر اختیاری
سقط اختیاری
گرمازایی اختیاری
لایۀ اختیاری
گونۀ اختیاری
بی اختیاری
خصیصه اختیاری
بی اختیاری روانی ادرار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
اختیاری. [ اِ ] ( ص نسبی ) ارادی.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب . )ارادی ، کاری که با اختیار و اراده انجام شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ارادی کاری که با اختیار و اراده و آزادی عمل توائ م باشد مقابل اجباری اضطراری .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
free (صفت)مستقل، مجاز، روا، اختیاری، عاری، ازاد، حق انتخاب، رایگان، مجانی، رها، مختار، مبرا، غیر مقید، سرخود، میدانیoptional (صفت)انتخابی، اختیاریarbitrary (صفت)مطلق، دلخواه، مستبدانه، اختیاری، قرار دادیvoluntary (صفت)اختیاری، ارادی، داوطلبانه، به خواستfreewill (صفت)اختیاری...
فرهنگ فارسی ساره
کامیک
کلمات مرتبط
دگرفامینۀ اختیاری
سفر اختیاری
سقط اختیاری
گرمازایی اختیاری
لایۀ اختیاری
گونۀ اختیاری
بی اختیاری
خصیصه اختیاری
بی اختیاری روانی ادرار
نظرات