اختصار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کوتاه کردن سخن را. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). سخن کوتاهترین گرفتن. ( زوزنی ). تلخیص. ایجاز. || اختصار سجده ؛ خواندن سوره سجده را و گذاشتن آیه سجده را تا سجود واجب نیاید. || اختصار طریق ؛ گرفتن نزدیک ترین راه را در رفتن. ( منتهی الارب ). راه کوتاه تر برفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). راه کوتاهترین گرفتن. ( زوزنی ). || یک دو آیه از آخر سوره در نماز خواندن. || دور کردن ز...
فرهنگ عمید
مختصر کردن، کوتاه کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - کوتاه کردن ، ایجاز. ۲ - اکتفاء، بسنده کردن .
فرهنگ فارسی
مختصرکردن، کوتاه کردن، کوتاه کردن سخن ( مصدر ) ۱ - سخن را کوتاه کردن تلخیص ایجاز اجمال . ۲ - یک دو آیه از آخر سوره در نماز خواندن . ۳ - اکتفائ بسنده کردن . یا باختصار . از روی اختصار به کوتاهی بدون حشو و زواید مختصرا اختصارا .
دانشنامه عمومی
اختصار یا کوته نوشت در اصطلاح معانی آن است که گوینده منظور خود را با کمترین الفاظ بیان کند، بی آنکه در تفهیم معنی خللی وارد آید. این کار اغلب با حذف به قرینهٔ کلمات یا آوردن مَثَل صورت می گیرد، مانند این عبارت از گلستان سعدی نه هر چه به قامت مهتر، به قیمت بهتر.ساختارموضوعافتاوجکشفگره گشاییکشمکشگره افکنیاختصار شکل خلاصه شده ی یک کلمه یا گروهی از کلمه هاست. ما کلمه ها و عبارت ها را کوتاه می کنیم تا ...
[ویکی فقه] داخل نکردن حجر اسماعیل در طواف (اختصار شوط) و همچنین نهادن دو دست بر تهیگاه را اختصار می گویند که از اختصار به معنای نخست در باب حج سخن گفتهاند.داخل کردن حجر اسماعیل در طواف واجب است و اگر کسی در یک دور از داخل حجر اسماعیل یا بالای دیوار آن طواف کند، بنابر تصریح جمعی از فقها آن دور باطل است و باید اعاده کند، ولی نیازی به اعاده طواف نیست. wikifeqh: اسباب ایجاز حذف است که در آن، گوینده ...