معانی کلمه : اخاذی
لغت نامه دهخدا
اخاذی. [ اَخ ْ خا ] ( حامص ) عمل اخاذ.
فرهنگ عمید
با تهدید و زور یا حیله و نیرنگ از کسی پول گرفتن.
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] ۱ - (حامص . ) رشوه گرفتن ، باج گرفتن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - بسیار گیرندگی سخت گیری بزور و ستم از مردم چیز ستدن رشوه و باج گرفتن از مردم . ۲ -گرفتن مال یا جنسی را بزور و تهدید از شخصی و آن از جرایم ضد آزادی است .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
باجستانی، باجگیری، تلکه، رشوهستانی
exaction (اسم)
مطالبه، تحمیل، اخاذی، مطالبه بزور
extortion (اسم)
اخاذی، اجحاف، کره و اجبار، اخذ بزور و عنف، زیاده ستانی، اخذ با جبار و زور
فرهنگ فارسی ساره
زورگیری، تلکه
