کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه احولی | کلماتور
معانی کلمه : احولی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːhvalˌi/
تلفظ :
['a:hval,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
احولی سیستانی
دُش دشتانی اولیه
ذخیره ساز اولیه
ذرات اولیه
رونوشت اولیه
رگبرگ اولین
ریزرِنای اولیه
الدروواندی اولیس
سائق اولیه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
احولی. [ اَ وَ] ( حامص ) حَوَل. کژچشمی. دوبینی. لوچی :
گر کسی گوید که همتای تو دیدم سیدی
هم ترا دیده بود و آن دیده دارد احولی.
زوزنی.
فرهنگ فارسی
لوچی
مترادف و متضاد
squint
(اسم)
خوی، لوچی، دوبینی، احولی، نگاه با چشم نیمباز
strabismus
(اسم)
لوچی، دوبینی، احولی، چپ چشم بودن
کلمات مرتبط
احولی سیستانی
دُش دشتانی اولیه
ذخیره ساز اولیه
ذرات اولیه
رونوشت اولیه
رگبرگ اولین
ریزرِنای اولیه
الدروواندی اولیس
سائق اولیه
نظرات