Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : احداث

تلفظ بین المللی : /ˈehdɑs/ تلفظ :‌ ['ehdAs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • احداث جنگل
  • احداث الدهر
  • احداث کردن
  • احداث سنه
  • دیوان شرطه احداث
  • تراز احداث
  • الابحاث فی تقویم الاحداث
  • الفجر المقدس المهدی ارهاصات الیوم الموعود و احداث سنه الظهور
  • الفجر المقدس المهدی علیه السلام ارهاصات الیوم الموعود و احداث سنه الظهور
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

احداث . [اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ حَدَث . جوانان . نوجوانان : مجالسة الأحداث مفسدة الدین . (امیرالمؤمنین علی علیه السلام ). و احداث متعلمان بطریق تحصیل علم و موعظت نگرند. (کلیله و دمنه ). که از احداث فقهای حضرت و افراد علمای دولت بمزیت هنر و مزید خرد مستثنی است . (کلیله و دمنه ). اما جماعتی احداث از سر نزق شباب و قلت تجارب و غفلت از عواقب امور، سر باز زدند و ازآن قرار تجافی نمودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمی...

فرهنگ عمید

حدث#NAME?

۱. تٲسیس کردن؛ ساختن.
۲. [قدیمی] چیز تازه به‌ وجود آوردن.

= حدث
۱. تٲسیس کردن، ساختن.
۲. [قدیمی] چیز تازه به وجود آوردن.

فرهنگ معین

(اِ) [ ع . ] (مص م .)چیزی نو به وجود آوردن ، ساختن و برقرار کردن .

( اَ) [ ع . ] (اِ. ص .) جِ حدث . 1 - نوها، تازه ها، هر چیز تازه و نو پدید آمده . 2 - جوانان . 3 - نوعی حقوق دیوانی (در عهد صفویه ). ؛ ~ اربعه : حدث های چهارگانه : قتل ، ازالة بکارت ، شکستن دندان و کور کردن . ~ دهر: بلاهای روزگار، پیشامدهای دوران . ~ موجبة وضوء: حدث هایی که وضو را باطل می کند.

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ص . )...

دانشنامه آزاد فارسی

اَحداثجمعِ «حَدَثْ»، به معنی جوانان رخدادها و بلایای روزگار و نوآوری و بدعت که در تاریخ اسلام معانی گوناگونی یافته است. ظاهراً نخستین بار در روزگار خلافت عمر، منصبی با نام والی یا امیر احداث برای رسیدگی به حوادث تازه و جلوگیری از بی نظمی پیدا شد. از حدود قرن ۳ق والیان احداث، افزون بر مبارزه با تباهکاری و بی رسمی، در کار قضاوت نیز دخالت کردند. در مصر و شام از قرن ۴ق، احداث به طبقه ای از شبه نظامیان...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نو ایجاد کردن چیزی نو پدید آوردن ایجاد کردن ساختن و برقرار کردن . ۲ - ایجاد شئ مسبوق به مدت را احداث مینامند و آن اخص از تکوین است زیرا تکوین عبارت از ایجاد مسبوق بماده است و هر چه مسبوق بماده است و هر چه مسبوق بمدت باشد مسبوق به مادت هم هست و عکس قضیه کلیت ندارد و ممکن است چیزی مسبوق بمادت باشد و قدیم باشد یعنی مسبوق بمدت نباشد .

مترادف و متضاد

ایجاد، پیدایش، تاسیس، خلق، ساخت، ساختن

فرهنگ فارسی ساره

ساخت، پدید آوردن


کلمات مرتبط

  • احداث جنگل
  • احداث الدهر
  • احداث کردن
  • احداث سنه
  • دیوان شرطه احداث
  • تراز احداث
  • الابحاث فی تقویم الاحداث
  • الفجر المقدس المهدی ارهاصات الیوم الموعود و احداث سنه الظهور
  • الفجر المقدس المهدی علیه السلام ارهاصات الیوم الموعود و احداث سنه الظهور
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات